کینه و حسد

روزی حکیمی به شاگردانش گفت: می خواهیم یک بازی انجام دهیم .

بچه ها با خوشحالی گفتند چه بازی!؟

گفت :فردا هر کدام یک کیسه می گیرند و در آن به تعداد آدمهایی که دوستشان ندارید و از آنها بدتان می آید پیاز قرار دهید!

روز بعد همه همان کار را کردند .1 و 2و 3و ......پیاز در کیسه آوردند.

حکیم گفت : تا وقتی نگفتم ،آن کیسه را هر جا می روید با خود ببرید. بچه ها بعد از مدتی از این وضع خسته شدند و به حکیم شکایت بردند : که پیازها گندیده و بوی تعفن آنها را اذیت می کند.

حکیم به آنها گفت: این شبیه وضعیتی است که کینه دیگران را با  دل خود همراه   کنیم ،و این کینه و نفرت قلب ما را فاسد می کند و بیشتر از همه خودمان را اذیت خواهد کرد!

پس دل خود را از کینه و حسد و همه بدیها دور کنیم........

/ 0 نظر / 9 بازدید